پراکنده نویسی های خودم

دریا، یک زن ۳۳ ساله

پراکنده نویسی های خودم

دریا، یک زن ۳۳ ساله

آخرین روز یک تعطیلات خوب

خب ما بالاخره تقریبا تونستیم به روال همیشگی خودمون برگردیم. گفتم که برنامه ام توی این چند روز مرتب کردن ذهن و مرتب کردن خونه بود و هر دو تاش انجام شد. دو تا کار مهم برای خونه انجام دادم: یه جاروی حسابی زدم و یخچال رو مرتب کردم. این وسطا سینک رو هم تمیز کردم. الان دو تا کار مهم دبگه مونده که اگه بتونم تو این هفته پیش رو انجام بدم خیلی خوبه. یکی مرتب گردن کمد لباسها و جمع کردن لباس‌های زمستونی و دومی مرتب کردن کمد رختخوابها که در طول مدتی که خانواده احسان اینجا بودن و شبا پیش ما میخوابیدن خیلی به هم ریخته شده. 

در راستای مرتب کردن ذهن هم نشستم درست و حسابی برنامه ریزی کردم برای کارام، به ویژه اینکه کم کم به زندگی کاری هم برمیگردم و باید بهتر بتونم زمان رو مدیریت کنم. علاوه بر مطالعه و اینا که توی برنامه ام نوشته ام چند تا کار خرده ریز ولی خیلی مهم هم هست که باید انجام بدم: یکی مرتب کردن و به روز کردن رزومه ام است، دیگه اینکه مدارک کاری ام رو مرتب کنم و ببینم کی میتونم برای ترفیع درخواست بدم و سوم اینکه بشینم همه مقاله ها و پژوهش های نصفه نیمه رو که در جریان بارداری یا حتی قبل از اون رهاشون کردم  لیست کنم و یه چشم‌انداز روشن پیدا کنم. تا زمانی که خونه ام خیلی بعیده که بتونم روی مقاله ها کار کنم ولی لااقل میتونم یه بررسی کنم که هر کدوم رو تا کجا پیش برده ام و باید از کجا ادامه بدم. یه مقاله هم برای داوری واسم فرستاده ان که اتفاقا به نظرم از جهت اینکه خودم رو دوباره در فضای مقاله نویسی و پژوهش قرار بدم خوبه. 

خلاصه که این دو سه روز آخر تعطیلات بیشتر به همین تمیزکاری ها ی درونی و بیرونی گذشت. در کل از تعطیلاتی که پشت سر گذاشتم راضی ام و خیلی خوشحالم که فصل سرما و آلودگی گذشت و حالا میشه راحت با بچه بیرون رفت. واقعا این مدت اذیت شدم. به نظرم شهریور بدترین ماه برای تولد نوزاده چون تا بچه کمی جون میگیره و میخوای ببریش بیرون سرما و آلودگی شروع میشه و افسردگی مادر رو هم تشدید میکنه. به نظرم ماه بهمن  بهترین ماهه برای تولد نوزاد. بچه که یه ماهه بشه آغاز هوای بهاری و گرم و زیباست. 

.

دوست دارم سال جدید اولا از نظر جسمی و روحی بیشتر به خودم توجه کنم. خویشتن دار تر و با عزت نفس بیشتری باشم، این چند کیلوی باقیمونده رو هم کم کنم. ورزش  و مطالعه رو جدی تر بگیرم و بتونم یه تغییری در وضعیت کاریم ایجاد کنم. بدم نمیاد چند تا کار زیبایی هم برای صورتم انجام بدم. 

دبگه اینکه من هنوز دلم بچه میخواد. یعنی اینقدر گل پسرم دوست داشتنیه که واقعا یکی کمه برام. خیلی خیلی دلم دو تا بچه دیگه  هم میخواد، حالا دو تا هم نشد، دوست دارم یکی دیگه داشته باشم. واقعا از خدا میخوام اگر به صلاحم هست، خودش شرایطش رو برام فراهم کنه. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد